نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

70

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

و نفس آدمى به مجردى كه ظهور نمايد به رنگ آسمان كه رنگ كبودى است ملون گردد ، و مانند آبى كه از چشمه سار مىجوشد به جوشش در آيد ؛ و در اين موقع اگر در دست تسلط شيطان قرار بگيرد چنان ماند كه چشمه‌اى تيره و يا آتش برافروخته‌اى باشد ، و جوشش آنها در اين هنگام رو به كاستى گذارد ، زيرا خيرى در وجود شيطان نيست تا اجازه دهد كه چشمهء نفس به جوشش در آيد . از طرف ديگر نفس است كه بر وجود فيضان دارد و از ناحيهء آن تربيت پيدا مىكند اينك هرگاه نفس آدمى جامهء صفا و تزكيه بر اندام خود راست آورد چشمهء خير را براى وجود روان مىسازد و آثار خير از او به ظهور مىرسد ؛ و اگر در شرارت را به روى آن بگشايد جز گياه شرارت در سرزمين آن نمىرويد . ( 1 ) و شيطان هم آتش سوزانى است كه هيچ‌گونه صفائى در آن احساس نمىشود ، و با همه گونه تيرگى و ظلمت كفر همراه گرديده و به هيئت بهت آورى مجسم شده است و در برابر تو مانند زنگبار دراز اندامى است كه خود را به هيئت بس ناگوارى آراسته باشد مجسم مىنمايد و وانمود مىكند كه مىخواهد در درون تو قرار بگيرد و باطن تو را مسكن خويش مقرر بدارد ؛ و هرگاه بخواهى از شر او در امان باشى با زبان دل به حق متعالى پناهنده گرديده و بگوئى يا غياث المستغيثين اغثنى . اى فرياد رس درماندگان مرا درياب . در اين موقع است كه از تو فرار مىكند و تو را از هرگونه